المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

272

مروج الذهب ( فارسى )

و شهريار مرزبان مغرب را بجنگ روميان فرستاد كه در انطاكيه فرود آمد و با روميان و با پرويز خبرها و مكاتبه‌ها و حيله‌ها بود تا عاقبت پادشاه روم به پيكار شهريار آمد و خزاين خود را با هزار كشتى از راه دريا فرستاده بود كه باد همه را بساحل انطاكيه افكند و شهريار آن را به غنيمت گرفت و بنزد پرويز فرستاد و گنج باد آور نام يافت . پس از آن ميان پرويز و شهريار تيره شد و شهريار به طرف شاه روم متمايل شد و شهريار او را سوى عراق كشانيد تا به نهروان رسيد و پرويز از روى حيله نامه‌ها نوشت و با يكى از اسقفان مسيحى كه در حمايت وى بود بفرستاد و شاه روم را بقسطنطنيه باز ربود و ميان اور با شهريار تيره كرد و مطالب ديگر كه در كتاب اوسط از آن سخن آورده‌ايم . بدوران شاهى پرويز جنگ ذى قار رخ داد كه پيمبر صلى الله عليه و سلم درباره آن فرموده بود « اين نخستين بار بود كه عرب از عجم انتقام گرفت و بوسيله من بر ايشان فيروزى يافت » جنگ ذى قار از پس چهل سال تمام از تولد پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم رخ داد و او به مكه اقامت داشت و مبعوث شده بود و بقولى از پس هجرت بود و بروايت ديگر چند ماه پس از جنگ بدر بود و پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم در مدينه اقامت داشت . اين جنگ ميان بكر بن وايل و هرمزان حاكم خسرو پرويز بود و ما اخبار آن را با شرح و توضيح در كتاب اوسط آورده‌ايم و از تذكار آن در اينجا بىنيازيم . در ايام پرويز حوادثى بود كه از نبوت خبر داشت و از رسالت مژده ميداد . پرويز عبد المسيح بن بقيله غسانى را بنزد سطيح كاهن فرستاد و روياى موبدان و لرزش ايوان و حوادث ديگر را با قضيه درياچه ساوه بگفت پرويز نه انگشتر داشت كه در امور ملك به كار بود يكى انگشتر نقره كه نگين ياقوت سرخ و نقش صورت شاه داشت و وصف شاه را در اطراف آن نوشته بودند حلقه انگشتر از الماس بود و نامه‌ها و سجلات را با آن مهر ميكردند انگشتر دوم نگين عقيق داشت و نقش آن